سخنان بزرگان ، جواهرات با ارزش درون سخنرانی ها است. حکیم ارد بزرگ

سخنان بزرگان ، جواهرات با ارزش درون سخنرانی ها است. حکیم ارد بزرگ

جواهرات سخن . جملات زیبا ، سخنان زیبا ، سخن بزرگان , مطالب خواندنی, جملات آموزنده ، . حکما ,زیباترین سخنان بزرگان سخن و پند کوتاه بزرگان
سخنان بزرگان ، جواهرات با ارزش درون سخنرانی ها است. حکیم ارد بزرگ

سخنان بزرگان ، جواهرات با ارزش درون سخنرانی ها است. حکیم ارد بزرگ

جواهرات سخن . جملات زیبا ، سخنان زیبا ، سخن بزرگان , مطالب خواندنی, جملات آموزنده ، . حکما ,زیباترین سخنان بزرگان سخن و پند کوتاه بزرگان

ورود کتاب ایرانی به افغانستان مثل ورود مواد مخدر به ایران است

فعال فرهنگی افغانستان در گفت‌وگو با فارس:
ورود کتاب ایرانی به افغانستان مثل ورود مواد مخدر به ایران است

خبرگزاری فارس: مدیر خانه ادبیات افغانستان گفت :همان طور که ایرانی‌ها درباره ورود مواد مخدر به ایران حساس هستند، در مرز افغانستان هم به شدت روی ورود کتاب به افغانستان از ایران حساسیت نشان می‌دهند.

خبرگزاری فارس: ورود کتاب ایرانی به افغانستان مثل ورود مواد مخدر به ایران است

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، توقع نداشتیم وقتی سخن از تبادل فرهنگی آن هم در حوزه کتاب می‌زنیم به نقطه‌ای برسیم که حساسیت به ورود مواد مخدر به ایران به همان اندازه ورود کتاب به افغانستان باشد! اما وقتی سراغ محمد سرور رجایی مدیر خانه ادبیات افغانستان و عضو هیئت تحریریه مجله راه رفتیم تا به بهانه بازگشایی دفتر انتشارات الهدی در افغانستان با او گفت‌وگو کنیم، نکات جالبی از رفت و آمد کتاب بین مرز ایران و افغانستان شنیدیم و از نیازهای فرهنگی مردم افغانستان با خبر شدیم که نه تنها خواندن آن برای مردم ما جذاب است بلکه می‌تواند راهگشای ناشران و فعالان فرهنگی علاقه مند به فعالیت در کشور افغانستان باشد. این گفت‌وگوی خواندنی به شرح زیر است:

 

*تبادل دشوار کتاب از ایران به افغانستان و برعکس

 

تبادل فرهنگی ایران و افغانستان در حوزه کتاب را چگونه ارزیابی می‌کنید آیا این تبادل فرهنگی در سطح قابل قبولی است؟

متاسفانه تبادل فرهنگی و کتاب بین ایران و افغانستان آن طور که باید و شاید وجود ندارند. نیازمندی‌های فرهنگی جامعه افغانستان به آنچه در ایران تولید می‌شود با توجه به سوابق و پیشینه دینی و فرهنگی بین دو کشور بسیار زیاد است. هم مردم و هم ناشران افغانستان تمایل زیادی برای دسترسی به کتاب‌هایی دارند که در ایران چاپ می‌شود. بسیاری از ناشران افغانستانی دوست دارند به کتاب‌هایی که در ایران چاپ می‌شود دسترسی پیدا کنند و آن را در کتابفروشی‌هایشان داشته باشند. مثلا در نمایشگاه کتاب تهران هر سال ناشران افغانستان با توجه به نیازمندی‌های فرهنگی افغانستان و کتاب‌های مورد نیاز مردم افغانستان بیشترین خرید را از ناشران ایرانی و نمایشگاه بین المللی کتاب تهران دارند اما سختی و مشکلات انتقال کتاب به افغانستان باعث می‌شود که این تبادل فرهنگی سخت شود و صورت نگیرد. از طرف دیگر هم یعنی تبادل کتاب از افغانستان به ایران هم مشکل است. کتاب‌هایی که در افغانستان چاپ می‌شود خیلی کم به ایران می‌رسد و اصلا شما نمی توانید در کتاب‌فروشی‌های ایران کتابی از کشور افغانستان را پیدا کنید. حتی اهالی ادب و فرهنگ ایران از کتاب‌های جدید و تازه منتشر شده در افغانستان بی‌خبر هستند. نمی‌دانند چه کتاب‌های در آنجا پرفروش می‌شود و تبادل کتاب از این سو هم وجود ندارد وا ین در عین رونق نشر و تولید کتاب در یکی دو سال اخیر در افغانستان است و بعضی از کتاب هایی که در افغانستان چاپ می‌شوند واقعا کتاب‌های شایسته‌ای هستند اما من هیچ گاه کتابی از افغانستان را در ایران ندیدم چون انتقال کتاب بسیار سخت است و این سختی‌ها باعث شده آن طور که باید نیازمندی‌های فرهنگی مردم افغانستان از راه کتاب‌های ایرانی برطرف نشود.

 

راه حل برطرف شده این مشکلات از هر دو سو چیست؟ چه اقداماتی باید انجام شود تا این سختی‌های تبادل فرهنگی و انتقال کتاب برطرف شود؟

مسئولان فرهنگی دو کشور باید تصمیم بگیرند و بعد همت کنند تا این مشکلات برطرف شود و مسئولان فرهنگی باید با نگاهی فرهنگی که نشات گرفته از روابط تاریخی و فرهنگی بین دو کشور است، دست به دست هم دهند تا سختی‌های انتقال از میان رود. مهم‌ترین مشکل هم در انتقال کتاب بین دو  کشور نگاه‌های سلیقه‌ای مسئولان به خصوص مسئولان مناطق مختلف افغانستان ‌است.

 

* وقتی حساسیت به کتاب به اندازه حساسیت به مواد مخدر می‌شود!

 

درباره این نگاه‌های سلیقه‌ای بیشتر توضیح می‌دهید؟

ببنید وقتی مسافری از افغانستان قصد سفر به ایران دارد، مسئولان مرزی بیشترین توجهشان بر روی مواد مخدر است و حساسیت زیادی دارند که مواد مخدر وارد ایران نشود. اما وقتی کسی از ایران به افغانستان می‌رود بیشترین حساسیت مسئولان مرزی روی کتاب است و نمی‌گذارند از ایران کتاب وارد افغانستان شود و بیشترین فشارها و سخت گیری‌ها درباره ورود کتاب اعمال می‌شود. یعنی همان طور که ایرانی‌ها درباره ورود مواد مخدر به ایران حساس هستند، در مرز افغانستان هم به شدت روی ورود کتاب به افغانستان حساسیت نشان می‌دهند.

 

*وقتی چندین هزار جلد کتاب ایرانی به آب ریخته شد

دلیل این همه حساسیت برای ورود کتاب‌های ایرانی به افغانستان چیست؟

 *دلایل زیادی وجود دارد. شرایط کشور افغانستان با اقوام مختلف و گوناگون و دیدگاه‌های متفاوت باعث این حساسیت شده است. از طرف دیگر چون بیشتر شیعیان افغانستان از ایران با خودشان کتاب می‌برند، بعضی مسئولان مرزی دوست ندارند کتاب‌های ایرانی به خصوص کتاب‌های دینی و با اهداف روشنگری از ایران وارد افغانستان شود و این سیاست‌های سلیقه‌ای در مناطق مختلف افغانستان جدای از سیاست‌های فرهنگی دولت افغانستان است و معمولا افرادی که در مرزها هستند سلیقه شخصی خود را درباره کتاب‌ها اعمال می‌کنند و از ورود کتاب‌ها با رای خود جلوگیری می‌کنند. نمونه‌اش هم اتفاقی بود که 3 سال پیش در شهر نیمروز افغانستان افتاد و مسئولان نیمروز چندین هزار جلد کتاب را که از ایران وارد افغانستان می‌شد به آب ریختند و می‌گفتند تشخیص ما این است که این کتاب‌ها به ارتباط قومی و اجتماعی مردم و دینشان آسیب می‌رساند و این در حالی بود که همان کتاب در داخل کابل چاپ و پخش می‌شد اما مسئولان شهر نیمروز با کتاب‌ها این گونه برخورد کردند. اگر این نگاه‌های سلیقه‌ای برطرف شود و نگاهی جمعی به فرهنگ و ارزش های دینی و اجتماعی و سیاسی مشترک بین ایران و افغانستان به وجود آید مشکل انتقال کتاب برطرف شده و تبادل فرهنگی بهتر و بیشتر خواهد شد.

 

*کاش ناشران دیگر هم متولی حضور در افغانستان شوند

 

پس با این وجود بازگشایی نمایندگی موسسه انتشاراتی الهدی می‌تواند قدم مهمی در این تبادل فرهنگی و انتقال کتاب باشد؟

ایران و افغانستان در نگاه فرهنگی، تاریخی و حتی زبانی مشترک هستند و یگانه شاهراه فرهنگی مردم افغانستان، مراکز فرهنگی ایرانی است. اگر نگاه منصفانه‌ای به فعالیت ارگان‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در داخل افغانستان داشته باشیم، می‌بینیم انتشارات الهدی به عنوان تنها ناشر فعال، همیشه کارهای شایسته و مثبتی از جمله وارد کردن کتاب‌های دانشگاهی انجام داده است و بازگشایی نمایندگی موسسه قدم موثر و امیدوارکننده‌ای است. البته مردم افغانستان هنوز فرهنگ ایرانیان را خوب نشناخته‌اند و ایرانیان هم همینطور و کار فرهنگی الهدی در داخل افغانستان گامی بود برای هر چه بیشتر شدن این شناخت نسبت به فرهنگ دو کشور و امیدوارم این موسسه بین المللی همانطور که یک مرجع دانشگاهی برای افغان‌ها بود، در راه نزدیک‌تر شدن ارتباطات فرهنگی دو کشور گام‌های بزرگتری را بردارد. اما ای کاش ناشران و سازمان‌های فرهنگی دیگری هم متولی حضور در افغانستان شوند.

 

*کتاب‌های خوب دفاع مقدس در افغانستان هم استقبال می‌شود

 

از نظر شما که خواستار فعالیت بیشتر ناشران در افغانستان هستید، چه کتاب‌هایی در افغانستان مخاطب بیشتری دارد و نیاز فرهنگی مردم کشورتان است؟

در شرایط فعلی کتاب‌های ارزشی درباره مذهب و دین و ارزش های مشترک جهادی مورد نیاز مردم افغانستان است چرا که غرب تلاش کرده به گونه ای خاک غفلت را بر ارزش‌های جهادی افغانستان بپاشد که سراغ افتخارات جهادی خود نروند لذا بهترین گزینه‌ای که مردم را به گذشته جهادی و خاطراتشان نزدیک می‌کند ارسال کتاب‌های دفاعی و ارزشی دفاع مقدس است البته نه با نگاه‌های سیاسی چرا که این نگاه پس زده خواهد شد بلکه ملاک انتخاب و ارسال آثار باید آن نگاه و استقبال مردمی باشد که در ایران برپا شده؛ در این صورت این آثار در افغانستان هم فروش دارد و هم تاثیر گذار خواهد بود.

 

شناخت مردم افغانستان از شخصیت‌های ادبی ایران چگونه است که بتوان امیدوار بود فروش کتاب این چهره‌ها در افغانستان بیش از دیگر کتاب‌ها باشد؟

هنوز اکثریت مردم افغانستان شخصیت‌های سرشناس ادبی و فرهنگی اخیر ایرانی از جمله قیصر امین‌پور و سیدحسین حسینی و شاعران دیگر را نمی‌شناسند و همچنان با اشعار فروغ فرخزاد مانوس هستند و باید در این راستا با وارد کردن اشعار شاعران ارزشمند جدید و ارزشی تلاش و مردم افغانستان را با زبان ادبیات امروز آشنا کرد.

 

*لزوم توجه جدی‌تر به تامین کتاب‌های دانشگاهی افغانستان

 

به نظر شما بیشتر جای چه کتاب‌هایی در افغانستان خالی است؟

در حال حاضر کتاب‌های مفید دانشگاهی در تمام رشته‌ها جایشان در افغانستان خالی است. اگرچه وارد کردن کتاب‌های دانشگاهی کار مثبتی بود اما گاهی این کتاب‌ها طبق سلایق شخصی دوستان ایرانی وارد شده و نگاه و علاقه قشر دانشگاهی ملاک نبوده در حالی که نگاه مسئولان باید همه جانبه و به سوی همه رشته‌های درسی در افغانستان باشد و تمام منابع را در دسترس قشر تحصیل کرده افغانستان قرار دهند؛ به عنوان مثال اخیرا گرایش به رشته‌های حقوقی و سیاسی در افغانستان زیاد شده اما کتاب‌های تخصصی این رشته‌ها کم است.

کتاب‌های بخش دانشگاهی افغانستان اگر از سوی ج.ا.ایران تامین نشود، مردم افغان به سوی دیگری می‌روند. نگاه مردم افغان همیشه به سوی ایران است و مسئولیت رشد علمی ایشان مخصوصا دانشجویان به عهده ایران است و به طور خاص به عهده مراکز فرهنگی و ناشران که در عرصه های فرهنگی، سیاسی، علمی، ادبی و ...زحمت کشیده‌اند از جمله الهدی که به عنوان نماینده فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در این راه مسئولیت بسیار سنگینی به دوش دارد.

 

*بازار زیر زمینی تکثیر کتاب‌های ایرانی در پاکستان

 

از معضلات و مشکلات قشر فرهیخته و کتاب‌خوان در افغانستان می‌گویید؟

نخستین معضل قشر کتابخوان افغانستان،گران شدن کاغذ است که تاثیر نامطلوبی بر کتابخوانی مردم افغانستان گذاشته است. بنابراین به نظر می‌رسد نیاز است تا دوستان ایرانی سعی کنند برای ارتباط فرهنگی با افغانستان مخصوصا در حوزه نشر، یارانه‌ای برای افغانستانی‌ها در نظر بگیرند تا زحمتی که برای تدارک کتاب ها و ارسال آنها می‌کشند به ثمر بنشیند و مخاطبان افغان به کتاب‌ها برسند در غیر این صورت نتیجه مثبتی به بار نخواهد نشست و لازم است بدانید که عده ای از ناشران افغانستان، کتاب‌های ایرانی را بدون هیچ مجوزی از ایران به پیشاور پاکستان می‌برند و با کیفیت پایین و هزینه‌های بسیار کم در آنجا چاپ می‌کنند و با قیمت بسیار اندک در بازار افغانستان عرضه می‌کنند؛ از جمله این کتاب‌ها می‌توان به کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های» خوب نوشته مرحوم آذر یزدی اشاره کرد. به نظرم تنها راه جلوگیری از این اتفاق پایین آوردن قیمت‌ها از سوی ایران است.

معضل دیگر در حوزه نشر افغانستان کیفیت نامطلوب و گرافیک ظاهری کتاب است.اکنون دانشجویان و مردم افغانستان به حدی رسیدند که با ظاهر کتاب به یک آرامشی برسند. گرافیک ظاهری کتاب است که سواد بصری مخاطب را بالا می‌برد همانطور که در ایران بالا برده است.

یکی از اساسی‌ترین نیازهای جامعه افغان، ادبیات کودک و نوجوان است که منطبق با جامعه اسلامی ما باشد. بزرگترین رنج جامعه ما نبود این ادبیات است. ما به تعداد انگشتان دست هم نویسنده ادبیات کودک نداریم. متاسفانه برخی شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی هم در افغانستان اگر کاری برای کودک انجام داده‌اند فقط ظاهری و با غرض ورزی‌های خاص بوده و می‌توان گفت برنامه سازی به نام کودک به کام تهیه کنندگان.

تاثیرگذاری کتاب کودک اگر بالاتر از کتاب‌های دانشگاهی نباشد، پایین‌تر نیست. ما دوستان نویسنده خوبی در حوزه ادبیات کودک داریم که در صورت نیاز و در راستای رشد این حوزه در افغانستان، از این همکاری استقبال می‌کنند.

 

***************************

گفت‌وگو از: مهناز سعیدحسینی

***************************

گرشاسبی را نمی‌شناسم / فیلم گفت‌وگویمان را می‌فرستم !!

گرشاسبی را نمی‌شناسم
واکنش کارگردان«الفاروق‌عمر» به سخنان گرشاسبی درباره سرقت ‌فیلمنامه

خبرگزاری فارس: کارگردان الفاروق عمر به سخنان احمدرضا گرشاسبی کارگردان ایرانی درباره سرقت فیلمنامه «ابوطالب» برای ساخت این سریال، گفته است: گرشاسبی را نمی‌شناسم و او دنبال شهرت است.

خبرگزاری فارس: واکنش کارگردان«الفاروق‌عمر» به سخنان گرشاسبی درباره سرقت ‌فیلمنامه

به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس پس از آنکه احمدرضا گرشاسبی کاگردان سینمای ایران در گفت‌وگو با فارس گفت: «سریال عربی «الفاروق عمر» با نگاه مستقیم به فیلمنامه «ابوطالب» من ساخته شده است و با توجه به کپی‌رایت بین‌المللی فیلمنامه، آن را از سوی مراجع قضایی پیگیری می‌کنم» حاتم علی کارگردان الفاروق عمر نسبت به سخنان گرشابی واکنش نشان داد.

به نوشته پایگاه خبری اللواء،حاتم علی کارگردان این سریال در واکنش به سخنان گرشاسبی گفته است: احمدرضا گرشاسبی را که مدعی شده است 4 سال پیش با من دیدار داشته نمی‌شناسم.

وی افزوده است: این فرد که مدعی شده بخش‌هایی از سناریویی با عنوان «ابوطالب» را به من داده تا امکان همکاری با او را بررسی کنم و حال من را به سرقت ایده‌اش متهم کرده و تهدید به شکایت کرده است، نمی‌شناسم.

حاتم علی در اینباره گفته است: این فرد به دنبال شهرت است چراکه سریال الفاروق عمر نوشته ولید سیف است که من پیش از این در چندین سریال با او همکاری داشته‌ام.

وی افزوده است: کار سریال الفاروق عمر به صورت میدانی دو سال پیش آغاز شد و فکر آن مربوط به چهار سال پیش است اما بیشتر کارهای ما بین بوستون و مکان‌های دیگر در جریان بوده است و در نهایت قرار بود کار برای رمضان 2011 آماده شود که به امسال موکول شد.

به گزارش فارس، گرشاسبی درباره حاتم علی به فارس گفته بود: ایشان کسی است که چهار سال پیش من و آقای علی‌اکبری برای بازبینی لوکیشن‌ها و دیدن عوامل به دفتر ایشان رفتیم و خلاصه‌ای 11 صفحه‌ای عربی فیلمنامه را به آن‌ها ارایه دادیم.



پاسخ گرشاسبی به‌کارگردان سریال عمر/فیلم گفت‌وگویمان را می‌فرستم

خبرگزاری فارس: احمدرضا گرشاسبی در نامه‌ای به کارگردان سریال عمر تصریح کرد: اگر کارگردان سوری بخواهد، فیلمی را که با دوربین هندی‌کم از گفت‌وگو میان ما در دفتر کارش موجود است، برایش می‌فرستم.

خبرگزاری فارس: پاسخ گرشاسبی به‌کارگردان سریال عمر/فیلم گفت‌وگویمان را می‌فرستم

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «احمدرضا گرشاسبی» در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای خبرگزاری فارس ارسال کرده، از فراموشی کارگردان سوری تعجب کرد و گفت: اگر کارگردان سوری بخواهد، فیلمی را که با دوربین هندی‌کم از گفت‌وگو میان ما در دفتر کارش موجود است، برایش می‌فرستم.

متن کامل نامه به شرح ذیل است:

به نام خدا

چندی پیش وقتی که شنیدم شبکه تلویزیونی mbc متعلق به آن شیخ قطری سرمست از باده دلارهای نفتی، یک مجموعه تلویزیونی با سرمایه‌ای هنگفت در ارتباط با وقایع صدر اسلام تولید و آماده پخش کرده، بار دیگر صحنه‌های تلخ و جانکاه قرن‌ها آلودن اسلام با فریب و جهل و جور در برابرم زنده شد و بغضی سنگین گلویم را فشرد.

و وقتی که متوجه شدم کارگردان آن سریال، همان عرب سوری تباری است که چهار سال پیش که به قصد بازبینی لوکیشن و انتخاب بازیگر برای پروژه سینمایی ابوطالب (ع) به سوریه رفته بودم دیداری با او در این زمینه داشته‌ام، در گفت‌وگویی کوتاه با خبرگزاری فارس اظهار نمودم که ایشان، یحتمل تحت تأثیر خط داستانی فیلمنامه اینجانب دست به ساخت چنین پروژه‌ای زده است.

چند روز بعد، پس از پخش قسمت پنجم سریال فوق طی یادداشتی تصریح و یا بهتر است بگویم تصحیح نمودم که شباهتی میان فیلمنامه‌ها وجود ندارد چرا که شخصیت محوری فیلم او عمر بن خطاب و شخصیت کلیدی فیلمنامه بنده حضرت ابوطالب (ع) است.

امروز دیدم این کارگردان محترم مدعی شده بنده را ندیده و انگیزه اینجانب را از طرح چنان سخنانی شهرت‌طلبی عنوان نموده است. از آنجا که اجازه ظن دروغ‌گویی به وی را به خود نمی‌دهم، حدسم بر این است که باید عارضه فراموشی باعث چنین تصوری شده باشد. اما برای اینکه خیال این کارگردان محترم راحت شود که اینجانب در پی کسب شهرت، آن هم از طریق چسباندن خود به سریالی که آرتیستش عمر بن خطاب است نیستم، اگر بخواهد فیلمی را که با دوربین هندی‌کم از گفت‌وگو میان ما در دفتر کارش موجود است برایش می‌فرستم.

علیهذا، اینجانب ضمن اعلام عدم مشابهت محتوایی میان متن فیلمنامه ابوطالب (ع) با قصه سریالی که تحت عنوان «الفاروق عمر» از شبکه mbc در حال پخش است، اما با این تأکید مجدد که تصمیم به ساخت سریال فوق ناشی از مذاکرات میان ما بوده است، باید بگویم گلایه من فقط از مدیریت کلان سینما و برخی مسئولین فرهنگی است که متأسفانه تحت تأثیر یک جریان متنفذ، در حساس‌ترین مرحله به تعهدات و وعده‌های خود در قبال پروژه مظلوم ابوطالب (ع) پشت پا زدند و تا این لحظه هنوز شهامت بیان دلیل این همه جفا و نامهربانی را نداشته‌اند!